سید محمدپارسا سید محمدپارسا ، تا این لحظه: 12 سال و 1 ماه و 21 روز سن داره

فرشته آسمونی من خوش اومدی ...

سونوی آنومالی

1393/2/4 15:51
نویسنده : مامان غنچه
261 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیزم

خوبی مامانی؟

ظهرت بخیر Sun

دیروز دقیقا 19 هفته و 4 روزت بود و مامان رفت سونو تا شما رو ببینه. از قبلش یکم استرس داشتم و آیه الکرسی میخوندم تا اینکه نوبتم شد. روی تخت هم که دراز کشیده بودم دستمو گذاشته بودم روی شکمم و واست آیه الکرسی میخوندم. Flower

موقعی که دستیاردکتر پروب و گذاشت روی شکمم کلی ذوق داشتم که الان نینیمو توی مانیتور می بینم اما هرچی تلاش میکردم به جز سر کوچولوت چیزی رو نتونستم ببینم خیلی حالم گرفت. دستیاردکتر گفت همه چیز اوکیه و مشکلی نیست و سریع رفت تا دکتر هم ببینه. دکتر هم با حوصله همه چیز رو چک کرد ولی من دوست داشتم دست و پاتو ببینم تا اومدم با خودم کلنجار برم که به دکتر بگم نشونت بده یا نه یدفعه دکتر با یه حالت خوشحالی گفت: ماهه بچه ات. یه پسر ماه. اصلا انگار داشت نماز میخوند، (بعد دستاشو به نشونه تکبیر برد کنار گوشش) و گفت دستاشو اینطور کرده بود.

کلی ذوق کردم. مخصوصا چهره ی خندون دکتر خیلی بهم انرژی مثبت داد

اصلا انگار اونموقع اسمت واسم معنا پیدا کرد : محمدپارسا

بابایی انشالله امروز میرسه و واسش تعریف میکنم چه گل پسری داره

راستی همین الان خاله نرگس رفت..........ناراحت چقدر دلم واسش تنگ میشه

چقدر این چند روزی که اینجا بود بهمون خوش گذشت و کلی هم کمکم کرد. به شما هم کادوی تولدتو داد. قرار شد ریسه ی اسم نمدی تو خاله نرگس تقبل کنه دستش درد نکنه

خاله، محمدپارسا و مامانش خیلی دوست دارن

خیلی دلم گرفته..... امیدوارم خدا هم خاله نرگس و به آرزوهای قشنگش برسونه. مامانی واسش دعا کن، باشه؟؟؟

درپناه حق Balloons

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامان خانمی
4 اردیبهشت 93 16:47
سلام مامان غنچه جون چه دکتر باهالی بوده،کاش دکتری که من میرمسونو هم یه خورده ذوق داشت ممنون که اومدی پیشم